شمس سراج عفيف
255
تاريخ فيروزشاهى ( فارسى )
وضع كرده اعجوبه زمانه بود - يكي ازان « 2 » نوادرات اين بود كه آن را طاس گهرياله گويند - هيچ پادشاهي صاحب دستگاهي مالك « 3 » تختگاهي را ميسر نيامد - زيراكه هر وضعي كه پادشاهي در جهان پديد آورده البته بعد مرور ايام و كرور اعوام آن چيز از جهان « 4 » رفته - مگر از مهتر آدم صلوات الله و سلامه عليه تا نوبت « 5 » دولت سلطان انبيا شهنشاه اصفيا رهنماى اوليا حضرت مصطفى صلى الله عليه و سلم از جملهء سلاطين كه در « 6 » زمين بتقدير حضرت رب العالمين جولانگري نمودند شش يادگار از شش « 7 » پادشاه عالم پناه درين جهان فاني بحكمت رباني باقي مانده - چنانچه خواجهء نظامي عليه الرحمة و الغفران بيان فرمود * * بيت * چو برگشت « 8 » كرد از جهان روزگار * * ز شش پادشه ماند شش يادگار كلاه از كيومرث آفاق « 9 » گير * * ز جمشيد تيغ از فريدون سرير ز كيخسرو آن جام گيتي « 10 » نماى * * كه احكام انجم دران يافت جاى فروزنده آئينهء گوهري * * نمودار تاريخ اسكندري همان خاتم لعل بر دوخته * * به مهر سليماني افروخته المقصود از سلطان فيروز شاه نيز وضع طاس گهرياله از حد خراسان تا
--> ( 2 ن ) از * ( 3 ن ) ملك * ( 4 ن ) از جهان رفته و حبط گشته - و در ديگر - از جهان رفته و نسيه گشته * ( 5 ن ) نبوت * ( 6 ن ) درين * ( 7 ن ) از شش تاجدار نامدار * ( 8 ن ) برگشته شد * ( 9 ن ) شد تختگير * ( 10 ن ) انجم *